روشنتر از خاموشی

 از فهرست مطالب  که با عنوان موضوعات در سمت راست میباشد

دیدن فرمایید.

 

 



تاريخ : دو شنبه 30 خرداد 1394برچسب:توجه,, | 11:35 | نویسنده : مجید حیدری |

 

به اطلاع بازدیدکنندگان و دوستان عزیز میرسانم هر گونه تبلیغ در قسمت نظرات این بخش تأیید میشود



تاريخ : جمعه 29 خرداد 1394برچسب:تبلیغ رایگان,اطلاعیه,, | 16:29 | نویسنده : مجید حیدری |

چهل روز مانده تا به محرم

 

یوسف، ای گمشده در بی سر وسامانی ها!
این غزل خوانی ها، معرکه گردانی ها


سر بازار شلوغ است،‌ تو تنها ماندی
همه جمع اند، چه شهری، چه بیابانی ها


چیزی از سوره یوسف به عزیزی نرسید
بس که در حق تو کردند مسلمانی ها


همه در دست، ترنجی و از این می رنجی
که به نام تو گرفتند چه مهمانی ها


خواب دیدم که زلیخایم و عاشق شده ام
ای که تعبیر تو پایان پریشانی ها


عشق را عاقبت کار پشیمانی نیست
این چه عشقی است که آورده پشیمانی ها؟


«این چه شمعی است که عالم همه پروانه اوست؟»
این چه پروانه که کرده است پر افشانی ها؟


یوسف گمشده! دنباله این قصه کجاست؟
بشنو از نی که غریب اند نیستانی ها


بوی پیراهن خونین کسی می آید
این خبر را برسانید به کنعانی ها

شاعر: مهدی جهاندار
منبع: آیات غمزه




تاريخ : پنج شنبه 11 مرداد 1397برچسب:محرم,یوسف,کنعانیان,پراهن خونین,چهل روز تا مرحم,97, روزشمار, | 10:12 | نویسنده : مجید حیدری |

 

 


نشود فاش کسی آنچه میان من و توست
تا اشارات نظر نامه رسان من و توست

گوش کن با لب خاموش سخن می گویم
پاسخم گو به نگاهی که زبان من و توست

روزگاری شد و کس مرد ره عشق ندید
حالیا چشم جهانی نگران من و توست

گر چه در خلوت راز دل ما کس نرسید
همه جا زمزمه ی عشق نهان من و توست

گو بهار دل و جان باش و خزان باش، ارنه
ای بسا باغ و بهاران که خزان من و توست

این همه قصه ی فردوس و تمنای بهشت
گفت و گویی و خیالی زجهان من و توست

نقش ما گو ننگارند به دیباچه ی عقل
هر کجا نامه ی عشق است نشان من و توست

سایه ز آتشکده ی ماست فروغ مه و مهر
وه ازین آتش روشن که به جان من و توست.

 

 

هوشنگ ابتهاج



تاريخ : چهار شنبه 3 مرداد 1397برچسب:فاش,راز,نگاه,زبان,من و تو, | 7:12 | نویسنده : مجید حیدری |

من نمی خواهم بپندارم، تو خوابی بوده ای
در گمان آسمانم، آفتابی بوده ای

تا که با طعم زلالت کام ذهنم تازه است
چون به خود گویم: تو رویای سرابی بوده ای؟

تا نگارین است از تصویرهایت خاطرم،
چون کنم باور که تو نقش بر آبی بوده ای؟

مثل غصه، عینی و ملموس و جان داری، تو کی،
قصه ای موهوم و بی جان از کتابی بوده ای؟

***

دیگران هم بوده اند، ای دوست! در دیوان من
زان میان تنها تو اما، شعر نابی بوده ای

مثل لبخندی گریزان، پیش روی دوربین
لحظه ای بر چهره اشکم، نقابی بوده ای

جرعه ای جانانه، با کیفیت خم خانه ای
مایه یک عمر مستی را، شرابی بوده ای

چون که می سنجم تو را با آنچه در من بوده است
خانه ای آباد در شهر خرابی بوده ای

در دل این کوه - این کوهی که نامش زندگی است -
ناله هایم را، طنینی، بازتابی، بوده ای

از تمام آنچه با معیار من سنجیدنی است
عشق من! تنها، تو دلخواه انتخابی بوده ای

تا که رمز عشق را از هر کسی پرسیده ام،
هم تو در خورد سئوال من، جوابی بوده ای



تاريخ : چهار شنبه 27 تير 1397برچسب:منزوی,لبخند,خواب,دوربین,عاشقانه,فراق,هجر,عشق, | 8:48 | نویسنده : مجید حیدری |

این شعر را جناب سنایی از زبان شیطان سروده اند:
با او دلم به مهر و مودت یگانه بود
سیمرغ عشق را دل من آشیانه بود
بر درگهم ز جمع فرشته سپاه بود
عرش مجید جاه مرا آستانه بود
در راه من نهاد نهان دام مکر خویش
آدم میان حلقهٔ آن دام دانه بود
می‌خواست تا نشانهٔ لعنت کند مرا
کرد آنچه خواست آدم خاکی بهانه بود

بودم معلم ملکوت اندر آسمان
امید من به خلد برین جاودانه بود
هفصد هزار سال به طاعت ببوده‌ام
وز طاعتم هزار هزاران خزانه بود
در لوح خوانده‌ام که یکی لعنتی شود
بودم گمان به هر کس و بر خود گمان نبود

آدم ز خاک بود من از نور پاک او
گفتم یگانه من بوم و او یگانه بود
گفتند مالکان که نکردی تو سجده‌ای
چون کردمی که با منش این در میانه بود
جانا بیا و تکیه به طاعات خود مکن
کاین بیت بهر بینش اهل زمانه بود
دانستم عاقبت که به ما از قضا رسید
صد چشمه آن زمان زد و چشمم روانه بود
ای عاقلان عشق مرا هم گناه نیست
ره یافتن به جانبشان بی رضا نبود

در این شعر ابتدا از زبان شیطان دوران اوج خود شیطان بیان میشه که منبر ی داشته که فرشتگان رو درس میداده و استاد فرشتگان بوده ولی در جایی شیطان دلیل سجده رو عشق خودش به خدا بیان کرده که چون عاشق خدا بوده به کس دیگه ای سجده نکرده"گفتند مالکان که نکردی تو سجده‌ای
چون کردمی که با منش این در میانه بود"
ولی این هم بهانه بوده و در چند
بیت مانده به آخر " از زبان شیطان میگه که جانا بیا و تکیه به طاعات خود مکن" این نصیحت رو از زبان شیطاان به بندگان گفته و دلیل ترد شدن خودش رو تکیه به طاعات و غرور خود معرفی کرده .



تاريخ : یک شنبه 17 تير 1397برچسب:سنایی ,شعر,ابلیس,شیطان,سجده, | 8:26 | نویسنده : مجید حیدری |

چهل روز مانده به محرم چله گناه نکردن بگیرید تا سوز دل و اشک فراوان گردد.

آیت الله بهجت (ره)

بار الها اجلم را تو به تاخیر انداز

چند روزیست دلم تنگ محرم شده است.

 



تاريخ : یک شنبه 2 شهريور 1395برچسب:محرم,آیت الله بهجت,سخنان ناب,بار الها ,اجل,تاخیر,روز شماری محرم, | 18:58 | نویسنده : مجید حیدری |

اگر پوسیده گردد استخوانم

نگردد مهرش از جانم فراموش

روح موجودی است دارای درک، فصل ممیز روح از جسم درک است و حقیقت آن با درک توام است. حرکت و رشد روح در گرو علم و آگاهی و توجه است.

بنابرین انسان اگر بخواهد به خدا نزدیک شود، باید توجهاتش به خداوند فزونی گیرد، و بلکه دائمی گردد،توجهات روح به خداوند،در حقیقت قدم هایی است که روح برای رسیدن به خداوند بر می دارد. هرچه این توجهات قوی تر باشد و انسان در دعا و نیایش و بلکه در رفتار ظاهری توجه بیشتری به خداوند داشته باشد به خداوند نزدیک تر می شود.

بدین ترتیب حقیقت سیر انسان همان توجهات او است.

«مشکات-یاد او ص 270»



تاريخ : دو شنبه 9 فروردين 1395برچسب:مصباح,توجه به خدا,یاد او,روح,حرکت روح, | 21:46 | نویسنده : مجید حیدری |

... در هیأت و طرز برش و دوخت لباس آثاری است، که گاه شود که انسان به واسطه ی آن که لباس خود را شبیه به اجانب نموده، عصبیّت جاهلانه پیدا کند نسبت به آنها و از دوستان خدا و رسول منضجر و متنفر گردد و دشمنان آنها محبوب او گردد.

و از این جهت است که به حسب روایت، که از حضرت صادق وارد است، خدای تبارک و تعالی به یکی از انبیاء وحی فرموده که:

«به مومنین بگو نپوشید لباس اعدای مرا، و نخورید همچون دشمنان من و مشی نکنید همچون دشمنان من، تا دشمن من نشوید چنانچه آنها دشمن منند.»



تاريخ : شنبه 29 اسفند 1394برچسب:فرهنگ غربی,مدل غربی,مو,لباس,ساپورت, | 16:58 | نویسنده : مجید حیدری |


نگارینا دلم بردی خدایم بر تو داور باد

به دست هجر بسپردی خدایم بر تو داور باد

وفاهایی که من کردم مکافاتش جفا آمد

بتا بس ناجوانمردی خدایم بر تو داور باد

به تو من زان سپردم دل نگارا تا مرا باشی

چو دل بردی و جان بردی خدایم بر تو داور باد

زدی اندر دل و جانم ز عشقت آتش هجران

دمار از من برآوردی خدایم بر تو داور باد




تاريخ : جمعه 28 اسفند 1394برچسب:نگارینا,خدایم بر تو داور باد,سنایی,غزل زیبا, | 8:44 | نویسنده : مجید حیدری |
صفحه قبل 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 ... 32 صفحه بعد